چهارشنبه 17 آبان 1396
5:33
ادمین

همه تاريخ بشر از بهشت آغاز مي شود: بشر از باغ بهشت بيرون رانده شده و از آن زمان به بعد در بياباني سرگردان است. او همواره در ياد شكوه آن باغ، ياد آن روزها، روزهاي بي زمان، روزهايي كه هنوز از آن باغ بيرون رانده نشده بود به سر مي برد. هر انساني احساس مي كند چيزي را از دست داده است و در جايي كه بايد باشد نيست. شايد انسان به درستي ندانسته چه چيزي را از دست داده اما همه اين احساس را دارند. اين احساس مبهم را كه چيزي سر جاي خودش نيست. احساس اينكه « من در جايي نادرست و موقعيتي نامناسب قرار دارم. من نبايد اينگونه باشم. اشتباهي رخ داده است.» ما باغ را در درون خود نهان داريم. در واقع ما از آنجا بيرون رانده نشده ايم، فقط آنرا فراموش كرده ايم و از آن غافل مانده ايم. به سر آويخته ايم و به جاي اينكه وجودمان را پرورش دهيم و آنرا شكوفا سازيم، ‌مشغول گردآوري معلومات هستيم. معلوماتي كه به هيچ دردي نمي خورند. قلب همان باغ بهشت، همان بهشت عدن است و تمام تلاش من بر آن است تا به تو كمك كنم كه اگر به طريقي دوباره وارد اين باغ شوي و مزه ميوه هاي آنرا بچشي.


برچسب ها: تاريخ , بشر , بهشت , احساس , شكوفا ,
[ بازدید : 31 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به وینازچت | ویناز چت | چت روم ویناز | ویناز چت بدون فیلتر است. || طراح قالب avazak.ir
x
با سلام آدرس چت روم عوض شده است برای ورود اینجا کلیک کنید !

اول چت

با تشکر مدیریت چت روم